او را کشته ام
نه یک بار ... بارها و بارها
به همان تعدادی که بود
او را به زجر کشتم
همراه با درد و خونریزی
به تعفن گفتم کنارش بماند
و به پوسیدگی گفتم هرگز به سراغش نیاید
او را با نفرت کشتم
و با درد و دلشکستگی و خشم
گاهی از خودم می پرسم
من که او را اینقدر کشته ام
پس چرا هنوز تلاش می کند
امید دارد
و زنده است؟...
او را کشته ام
از این بابت مطمئنم
البته بعد از آنکه او مرا کشت
چقدر خشن...
چجوری اونوقت وقتی کشتت کشتیش؟
تو توانایی های منو دست کم گرفتی؟
وای من به این چیزایی که میگی عدت ندارم...
ولی شک ندارم حرف دل فاطمه رو زدی...
یعنی از کسی کینه به دل نداری؟
کسی کار بی ادبی نکرده با زندگیت؟
کسی توی جنگ نابرابر ناک اوتت نکرده؟
بابا ایول!
حالا راستی فاطمه هم بهش می خوره کینه ای باشه؟
عادت... ما الف نداریم و ق و 2 ... اینا رم با هزر خون جیگر تایپ میکنم
وا خدا مرگم بده
الف هم ندارین؟
بابا مگه دولت به شما یارانه نمیده؟
به ما که میده دلتون بسوزه!
چه بکش بکشیه....اعصاب نداریا:D
چرا اتفاقا
کینه ورزی اعصاب می خواد
توجه فرمودی؟
کشتیش ولی فکرکنم
الان اون فاطمه، منظور منم؟
...یلدا یعنی همه به رابطه ما پی برده اند؟
زجر و درد و خونریزیش برای تو بوده
فکر کنم
اون کسی که داره
برای بودنش تلاش می کنه
خودش نیست
تو هستی
--------------------------------------------------------------------
راستی کامنت دوم مال کیه؟
تصویب شد تو هم کینه ای هستی
آخه فقط تو فهمیدی من چی می گم
ظاهرا بقیه دوستان قلبشون سبکبار می باشد!!!
بعد هم که همه پی بردند الا من که درست ملتفت نشدم رابطه من با تو چیه!
هی وای من الان فهمیدم نویسنده کامنت مورد نظرم، بهارک بود ... بهارک جونم دقیقا درست فهمیدی حرف دل من بود
صبح بخیر عزیزم
درسته تو کینه ای هستی
منم همینو می گفتم!
کینه با بخشش کانلا کشیه میشه اگه با بخشش نکشی زنده میشه.
سخته
هیچم شیرین نیست
باور کن خیلی سخته
به خصوص اگه طرف دوقورت و نیمش هم باقی باشه
تلاش میکنه واسه زنده شدن و ازار دادنت؟
این طوری نمی میره. زمان می خواد. اینقدر بگذره تا خاک بگیره. اون موقع هرچی هم بهش نگاه کنی زیر انبوه خاک چندان ازار دهنده نیست.
کی نادی؟
کی اون زمان میرسه؟
زمانش از عمر من بیشتره یا کمتر؟
سلام
نتوانستم به اصل متن وارد شوم.ظاهراً بسیار خشن است ولی معمولاً در دل این نوشته ها ،اصلی است که به این شدت خشن نیست.مانند بوف کور هدایت که ظاهری دارد بسیار خشن و آزار دهنده ولی اصل آن تلنگری است بسیار تکان دهنده.
کشتن یا کشته شدن آن هم با اینهمه زجر و درد و تعفن و پوسیدگی و. . . که؟ کجا؟ . . . .
نمی دانم.سواد من به اینجاها قد نمیده. ببخشید.
سوادتون مشکل نداره
ظاهرا ایراد از قلبتونه!
ظاهرا شما نمی دونین کینه یعنی چی...
جالبه
ولی مامانم میگه باید اول محاکمه میشد
بعد میکشتنش
نه بابا ولش کن
حالش به همین جوریشه!......
سلام
کینه؟! از کی؟ از چی؟ آن هم به این شدت!!
کینه کینه است دیگه
مهم نیست از چی یا کی
این بار هزارمه که اسممو نمیذارم و باعث تشویش اذهان عمومی میشم.
خیلیا اذیتم کردن. البته منم همونجا جوابشونو دادم و بی حساب شدیم. برای همین چیزی تو دلم نیست تقریبا...
صحبت کینه نبود که... بود؟ فاطمه رو مثل چشمام دوست دارم.
بله خوب
اگه منم مثل جنابعالی طرف رو پرچم می کردم(با تصرف و تلخیص)
الان حالم خوب بود!
ببین من اگر قرار بود بر اساس آنچه به سرم آورد نسبت بهش کینه داشته باشم الان یک موجود سیاه روبروتون نشسته بود ولی چون من الان مثل هلو سالم و ترگل ور گل هستم پس کینه ای نیستم ولی دلم می خواد فقط یه دفعه یه نفر بلایی که سر من آورد رو سرش بیاره، یه دفعه چنان ناک اوت بشه که بگه : آخ آخ!! فاطمه من با تو چنین کاری کردم؟ یعنی من اینقدر وحشی بودم؟


فقط آرزو دارم این حس ها رو تجربه کنه .. حالا اسمش کینه است یا بادکنک یا هر کوفت دیگه ای مهم نیست
فیلسوف!!!! رابطه ما یک عشق افلاطونی است، چون یه طرف قضیه که فیلسوفه، طرف دوم هم مرید فلسلفه بافی هاشه ...
چطوری هلو جان؟
می گم نمیشه عشقمون همش افلاطونی نباشه
یه ذره هم زمینی قاطیش شه!
تو با خدای خود اندا ز کار و دل خوش دار....
چشم
به شرطیکه اونم کم کاری نکنه!
چاقوتون کند بوده مادموازل.
تیزی همراهته فدات شم؟
سیم ثانیه بده بهت برش می گردونم!
سلام
چه بکش بکشی بوده...
"خود"کشی بود؟
نه
استثنائا دیگر کشی بود!
سلام خوب کاری کردید کشتیش..
آره خوب
ولی نمی میره که...
تیزی ندارم.با جوراب خفه ش کن.ترجیحا شستش سوراخ باشه.بهتر جواب می ده.
هوی!لات شدیا!(ادبیات تمیز)
خوبه من لات شدم
تو که جانی بی رحم شدی بدتره که!
مرگ با بوی جوراب بی رحمانه ترین مرگ هاست!!!
از کینه خیلی بدم میاد
خودم خیلی زود همه چی رو فراموش میکنم ...
کینه آدمو نابود میکنه ...البته دیگه خیلی هم بی خیال همه چی بودن خوب نیست بقیه سوارت میشن !
کینه ای هم که باشی بقیه می تونند سوارت باشند
کلا اون یه بحث دیگست!
راستی خیلی خوبه که تو زود همه چیو می فراموشی
:-S
نترس عزیزم
با تو کاری ندارم
عجیب متنیست!
اینجاش یه نور عجیبی داشت:
پس چرا هنوز تلاش می کند
امید دارد
و زنده است؟...
در کل با سطح خشونت کمتری باهاش ارتباط برقرار میکنم و همین باعث شد به این نتیجه برسم احتمالا کینهای هستم.
دقیقا منم وقتی بقیه گفتند چقدر خشونت تعجب کردم

خوب کینه ای چو کینه ای ببیند خوشش آید!
خوشبختم از آشناییتون
راستی چه نور عجیی داشت؟
قال امام نقی (نق) : بکش بکش که داری خوب می کشی