ده هزار تومن پولش دست من جا مونده بود
با اینکه چند سال بود ندیده بودمش
و اونوقت ها که می دیدمش با هم هیچ مراوده ای نداشتیم
حتی اسمش رو هم نمی دونستم
خودم هم نمی دونم چه طوری پولش اومده بود دست من!
در هر حال امروز بالاخره پولش رو بهش پس دادم
امروز ظهر که بیخود و بی جهت تصمیم گرفتم زودتر از موعد برم ثبت نام
...با اینکه لزومی نداشت
وقتی رفتم دیدم نصف پولمو جا گذاشتم!برگشتم که بیارمش!
یعنی 45 دقیقه راهو دوباره برم و بیام
...که واقعا خیلی احمقانه بود
وقتی دوباره داشتم برمی گشتم ردیف جلوی اتوبوس نشستم
...معمولا عادت به این کار ندارم
بعد بالاخره دیدمش که اونم سوار شد
...خدمتکار دبیرستانمون رو می گم
می خواست از سید خندان بره مطهری بعد هم بره جوادیه...همش هم با اتوبوس
جامو دادم بهش باهاش حال و احوال کردم درددل هاشو گوش دادم
سرایدار جدید اذیتش می کنه ... میگه باید هربار آشغال هارو ببره بیرون مدرسه
آرتروز داره...
ولی من بالاخره ده هزارتومنش رو بهش دادم
چون از اول هم مال اون بوده نه من
و بعد دیگه هرکدوم رفتیم پی کارمون ... پی روزیمون ...
پیش تو چکار می کرد پولش؟ از زیرش در رفته بودی؟
منم نمی دونم چرا روزی اون دست من بود
یک شاعر پشت کامیونی در این زمینه می فرماید:
بر سر هر لقمه نوشته عیان
که فلان ابن فلان ابن فلان
!
با پول دادن موافق نیستم. و متلسفانه هیچ راه حل دیگه ای هم بلد نیستم.
ولی تو کار خوبی کردی. اقلا دیگه مدیون خودت نیستی...
بهارک من از اون کار متنفرترم
باور کن خیلی با خودم کلنجار رفتم که این کار رو بکنم یا نه
ولی نکته مهم رو فراموش کردی
اون با این کار اوکی بود
راستی یعنی دین من به خودم فقط ده هزار تومن بود؟...
چه بی کلاس
آفرین دخترم!بارت سبک شد!!سبکبار شدی!!!
راستی اون یه تومنی که دستت دارمو کی می خوای برگردونی دست خودم؟!(تعداد صفرهاش بین خودمون می مونه تا ریا نشه خدای ناکرده.)
فعلا که سبکباران خرامیدند و رفتند
یه تومن تو رو هم با خودشون بردند
حالا با ریا یا بی ریا!
ببین تو می دونستی که تونی داستان نویس فوق العاده ای باشی؟ فیلسوف من، یلدای ایمن، ای بلندترین امین، ای کار درست ... ای الهی هرچی درد و بلای توئه بخوره تو سر هرچی آدم های عوضیه ....
ای بابا فاطمه




داستان نویسم کجا بود...
راستی به جون خودم با این اعتماد به نفسی که تو به من میدی باور کن موشک هم میشه ساخت
فدای تو
راستی مگه ما آدم عوضی هم داریم؟
آیکون هاش جا مون


خدا مرگم بده....













سلام
جالب بود
سلام عزیزمممممم
می خواستم بگم منظورم از یلدای ایمن، یلدای امین بود
حالا ول کن
خودت چه طوری؟
تو فوق العاده ای دختر...
آفرین[گل][گل][گل][گل]
من متعلق به همه شمام



ده تومن فکر نمیکنم پیشت جا مونده
باشه تو دلت گیر کرده بود بهش بدی نه؟
آره
شاید هم تو دلم جا مونده بود!
گاهی اتفاقی وارد زندگی بعضی ها می شوی و می فهمی چه مظلومانه کمک می خواهند و تا به حال به کسی نگفته اند.
ده هزارتومن

واقعا نمیدونستی چطوری پولش اومده بود دستت ؟!؟!
راستی یه بووووس آبدار علی الحساب داشته باش واسه خاطر اینکه خیلی خیلی عالی مینوسی..تبارک الله احسن الخالقین
خوب من از کجا بدونم روزی کیا میفته دست من...











راستی عزیزم من هرچی فکر کردم نفهمیدم چطوری جواب لطف تو رو بدم
پس بنابراین جواب نمی دم
ایضا بوس علیکم
گاهی اوقات قدر بعضی چیزها رو خیلی دیر می فهمیم ولی خوبه که گاهی اوقات هم فرصتی برای قدردانی در اختیارمون قرار داده می شه و اینکه چطوری از اون فرصت استفاده کنیم دیگه تصمیم خودمونه.
دقیقا
از این فرصت ها شاید کم نباشه
ولی ما هر بار یه تصمیمی می گیریم و یه جور برخورد می کنیم
حداقل من که اینطوریم...
سلام
نحوه اذیت کردن سرایدار جدید رو متوجه نشدم! یعنی آشغال ها نباید از مدرسه خارج بشه؟
نه قبلا ها اینطوری نبود که هر کس خودش هرروز این کارو بکنه
سرایدار خودش همه رو با هم یکجا می برد
ولی الان این خانم باید هر روز از طبقه دوم تا جلوی در مدرسه رو هی بره و بیاد
بیچاره اصلا نمی تونست راه بره
سلام
زیبا بود..خوب کاری کردی ده تومنش را دادی..یعنی خوب شد یادت مونده بود..
سلام عزیزم
البته منظورم از اینکه این پول مال اون بود این بود که روزیش بود
نه اینکه ازش قرضی چیزی گرفته باشم
سلاممم
چه خوب شد یادت مونده بود .. چه خوب شد دوباره دیدیش
چه خوب شد بهش برگردوندی
راستی اگه نمیدیدش چی میشد؟!؟!!؟ ای پول باید تا آخر عمر دستت میموند یا...؟!
آپم
نازنین فکر کنم تو هم اشتباه کردی
منظورم این بود که قسمتش این بود که همو ببینیم
نه اینکه من قبلا ازش پول گرفته باشم
.
.
.
عجب تشویش اذهان عمومی شد!
حکایتیست این احوالات
احوال شما؟
خیلی عجیبه چند روزیه پیدات نیست. کجایی؟ دلم برات تنگ شده.
مرسی عزیزم
هستیم زیر سایه شما
نتمان به فنا رفته بود
ُسلامممممممممممم
کجاییی پیدات نیست ... نگران شدیم بابا
فیلسوف کجایی؟ به پوچی داریم میرسیم ها ..بیا تئوری بده ..دلم برات تنگ شده بود کشیدمش که گشاد بشه، پاره شده ..پاره پاره ...کجایی؟
بیا
بیا
بیا
بیا
یلدا؟
یلدا؟
سلام عزیزم
بابا بد کردم یه کم تعطیلتون کردم برین درس قبلیا رو مرور کنید یادتون نره
دل من واسه تو شده بود عینهو آبکش به جان تو معتاد شدیم خودمون داغیم نمی فهمیم!
من اینو تو این چند روزه فهمیدم!
خلاصه که ما مخلصیم