طبیعت با تمامی بدی هایی که در نظر ما داره،مطلوب ترین صورت خودش رو هم داره و این رو وقتی می فهمیم که همه چیز به ظاهر ایده ال هم به دست انسان به فنا میره و باز تعریف های مختلف میشه .
دقیقا... مشکل ما اینه که فکر می کنیم باید با طبیعت بجنگیم
زمان به پیش میره و هیچ چیز به عقب برنمیگرده. خب این به خودی خود اشکالش چیه؟ ما دوست داریم پشت سر هم اشتباه کنیم و اشتباه کنیم و تنها چیزی که شایدشاید یه ذره جلوی این میل احمقانه را بگیره همین خصلت زمانه
ولی من دوست ندارم اشتباه کنم این اشتباهه که انگاری عاشق من شده و جاخوش کرده تو زندگیم
من که کاری به گذشته نخواهم داشت دوست داشتم زندگی یه دکمه داشت که همه چیزو می برد جلو تا ببینم آخر زندگی من چی میشه؟! من به کجا میرسم؟!با کی... .و ازاین حرفا
تا حالا شده با خودت فکر کنی که ای کاش اعتقاد داشتیم
اولا روزه نگرفتن من و تو (به خصوص تو) ربطی به اعتقادمون نداره تازشم کلا این چیزها ربطی به اعتقاد نداره! ولی می خوام بگم که اتفاقا تا حالا شده تا حالا شده فکر کنم ای کاش اعتقاد داشتم در همین حد کافیه اونوقت خوشحال تر بودم
تا حالا شطرنج کامپیوتری بازی کردی؟ از اونایی که اون طرفت کامپیوتره و هر چی تو کنترل+زد بزنی شاکی نمی شه. من خودم بازی نکردم اما حمید در تمام اوقات فراغتش داره این بازی رو می کنه. من اولاش می گفتم چه کاریه؟ خوب هر وقت دیدی خراب کردی برمی گردی چند تا حرکت عقب و درست پیش می ری؟ اما می دیدم با این که حمید ذاتا ظریب هوشی خیلی بالایی داره و شطرنج هم خوب بلده اما باز هم بعضی وقتا یه دفعه به خودش میاد و می بینه : کیش و مات!! برام عجیب بود اما بعد فهمیدم خیلی چیزا تو برگشت هم درست نمی شن. اونا به طرز فکر ما بستگی دارن! تا وقتی یاد نگیریم بعضی راه ها رو باید ببندیم که دشمن حمله نکنه و بعضی پاتک ها رو باید بزنیم که غافلگیرش کنیم، آش همون آشه و کاسه همون کاسه!! بهتر نیست به جای این که هی فکر کنیم اگه به گذشته بر می گشتم فلان می کردم و چلان، فکر کنیم چه جوری می شه راه رو بر اشتباه بعدی بست که حداقل سرمون رو بگیریم بالا که: من از یه سوراخ دوبار گزیده نشدم!!!!!!!!!!!!!! یادت باشه که آینده همیشه آبستن بهترین اتفاقاته! البته اگه ما بلد باشیم درست وضع حمل کنیمش که بچه هه منگل نشه!!
یعنی من مرده دو خط آخرتم می دونی من بیشتر منظورم این بود که ماها همیشه فکر می کنیم هرچیزی خلاف طبیعت خودش طبیعی تره!!!
سلام. من دوست و همنورد فاطیما ( وبلاگ : همه دخترانگی های من ) هستم. فاطیمادر حال حاضر در بدترین شرایط ممکن در آی سی یو بستری و در اغما به سر می بره. برای بازگشت دوباره اش محتاج دعا شما دوستان و کوهنوردان عزیز هستیم.
خدا هم میدونست بنده هاش جنبه اینکارو ندارن

واسه همین دگمه برگشت رو نذاشت
همه چی برمی گرده به بی جنبگی
طبیعت با تمامی بدی هایی که در نظر ما داره،مطلوب ترین صورت خودش رو هم داره و این رو وقتی می فهمیم که همه چیز به ظاهر ایده ال هم به دست انسان به فنا میره و باز تعریف های مختلف میشه .
دقیقا...
مشکل ما اینه که فکر می کنیم باید با طبیعت بجنگیم
اره بالای صفحه زندگی هیچ علامت Back نداریم
اونو ولش کن من دنبال close ام!!!
ولی همیشه ما آدما به این فکر میکنیم که اگه به عقب برمیگشتیم این کار رو میکردیم یا نه ؟؟ همیشه دلمون میخواد کاری که کردیم بهترین باشه
ولی نمی دونیم حتی اگه به عقب هم برگردیم باز بهترین اتفاق نمی افته
اما فکر کنم بعضی ها فقط در یک سیکل گیر می کردن می رفتن عقب به امروزشون که می رسیدن باز هم پشیمان بودن و برمی گشتن.
دقیقا
من جمله از اون بعضیا خودم
اگر دکمه برگشت داشت به نظر من همون هی تو همون مرحله اول درجامی زدیم ...
چون هی خراب می کردیم و برمی گشتیم که درستش کنیم
اینم یه ایده ایه!
من باید حتما بر میگشتم یه جاهایی ...خیلی واجب بود
بیا من تورو قاچاقی ردت کنم
سلام آره
واقعا راست میگی
اما من همیشه ذوست ذاشتم بگذره
و آخرش معلوم شه
منم دوست دارم بگذره
اصلا این روزها همه دوست دارند بگذره شما چطور؟
زمان به پیش میره و هیچ چیز به عقب برنمیگرده. خب این به خودی خود اشکالش چیه؟ ما دوست داریم پشت سر هم اشتباه کنیم و اشتباه کنیم و تنها چیزی که شایدشاید یه ذره جلوی این میل احمقانه را بگیره همین خصلت زمانه
ولی من دوست ندارم اشتباه کنم
این اشتباهه که انگاری عاشق من شده و جاخوش کرده تو زندگیم
من که کاری به گذشته نخواهم داشت دوست داشتم زندگی یه دکمه داشت که همه چیزو می برد جلو تا ببینم آخر زندگی من چی میشه؟! من به کجا میرسم؟!با کی...
.و ازاین حرفا
جمله یکی مونده به آخرت باحال بود
سلام
ماه مهر وو رحمت مبارک
منظئرم ماه رمضونه
میدونم نه تو و نه من روزه نمیگیریم
تا حالا شده با خودت فکر کنی که ای کاش اعتقاد داشتیم
اولا روزه نگرفتن من و تو (به خصوص تو) ربطی به اعتقادمون نداره
تازشم کلا این چیزها ربطی به اعتقاد نداره!
ولی می خوام بگم که اتفاقا تا حالا شده
تا حالا شده فکر کنم ای کاش اعتقاد داشتم در همین حد کافیه اونوقت خوشحال تر بودم
تا حالا شطرنج کامپیوتری بازی کردی؟
از اونایی که اون طرفت کامپیوتره و هر چی تو کنترل+زد بزنی شاکی نمی شه. من خودم بازی نکردم اما حمید در تمام اوقات فراغتش داره این بازی رو می کنه. من اولاش می گفتم چه کاریه؟ خوب هر وقت دیدی خراب کردی برمی گردی چند تا حرکت عقب و درست پیش می ری؟ اما می دیدم با این که حمید ذاتا ظریب هوشی خیلی بالایی داره و شطرنج هم خوب بلده اما باز هم بعضی وقتا یه دفعه به خودش میاد و می بینه : کیش و مات!!
برام عجیب بود اما بعد فهمیدم خیلی چیزا تو برگشت هم درست نمی شن. اونا به طرز فکر ما بستگی دارن! تا وقتی یاد نگیریم بعضی راه ها رو باید ببندیم که دشمن حمله نکنه و بعضی پاتک ها رو باید بزنیم که غافلگیرش کنیم، آش همون آشه و کاسه همون کاسه!! بهتر نیست به جای این که هی فکر کنیم اگه به گذشته بر می گشتم فلان می کردم و چلان، فکر کنیم چه جوری می شه راه رو بر اشتباه بعدی بست که حداقل سرمون رو بگیریم بالا که: من از یه سوراخ دوبار گزیده نشدم!!!!!!!!!!!!!!
یادت باشه که آینده همیشه آبستن بهترین اتفاقاته! البته اگه ما بلد باشیم درست وضع حمل کنیمش که بچه هه منگل نشه!!
یعنی من مرده دو خط آخرتم
می دونی من بیشتر منظورم این بود که ماها همیشه فکر می کنیم هرچیزی خلاف طبیعت خودش طبیعی تره!!!
خوب الانم که همینه؟!!!
[گل][گل][گل]
به به به

پارسال دوست امسال هم همون دوست؟
خوبی شما؟
بله الان همینه با این تفاوت که که الان مه دوست دارند برگردند عقب
کجایی دوستم؟ خوب باش،هرجا می خوای باش
نمی خوای بیای تئوری فلسفی جدید بهمون بدی بریم زندگیمون رو باهاش زیر و رو کنیم؟
سلام دوستم
هستیم زیر سایه شما
فعلا تئوری جدید نمی دم همون جزوه های قبلیم رو مرور کنید!
آورین
سلام. من دوست و همنورد فاطیما ( وبلاگ : همه دخترانگی های من ) هستم. فاطیمادر حال حاضر در بدترین شرایط ممکن در آی سی یو بستری و در اغما به سر می بره.
برای بازگشت دوباره اش محتاج دعا شما دوستان و کوهنوردان عزیز هستیم.
باورم نمیشه
حتما براش دعا می کنم
only ctrl+z
z رو داریم
ولی ctrl نداریم